تبليغاتX
خاطرات نیوزلند

خاطرات نیوزلند

 

صبح باید به بیمارستان کرایستچرچ می رفتم. باران بسیار ریزی میبارید. احتمالا در شمال ایران هم چنین بارانی دارند و من  در دو ماهی از عمرم که آنجا بودم ندیده ام. یکی از نگهبانهائی که شب اول دیدم در راهرو بود. ازامپراتوری پارسیان، کوروش،شیعیان  فوتبال ایران و چیزهای دیگری مطلع است و علاقه مند. گفتم "چه باران خوبی"تا کمی متعجب شود. اینجا مشتاق آفتابند. CHCH hosp

با اتوبوس به بیمارستان رفتم. کنار خیابان پر است ازگرده های زرد رنگ گیاهان، کاملا شبیه به گوگرد قله دماوند و تفتان است. بیمارستان کرایستچرچ در  پارک بسیار بزرگی بنام هاگلی وباغ گیاهشناسی قرار گرفته به خاطر این دو پارک، کرایستچرچ باغشهرGarden city نام گرفته. دانشکده پزشکی و بیمارستان زنان نیز همینجا قرار دارند. اولین بار که اینجا آمدم  اولین یکشنبه ،روز تحقیقات برای عموم بود. غرفه هائی بود  مربوط به مراکز تحقیقاتی، وسایل و بروشور داشتند. مردم می آمدند سوالاتشان را می پرسیدند، سخنرانی هائی برای عموم نیز بود. برای من فرصت خوبی بود برای حرف زدن و آشنا شدن. یکی از غرفه ها مربوط به پیوند کلیه بود. 120پیوند انجام داده بودند. نفرولوژیستشان آنجا بود. قبلا رئیس بیمارستان بوده. به شیراز سفر کرده بود. اولش کمی سرسنگین بود، گفتم من قبلا روی 640 بیمار در یک مرکز کار کرده ام و...City Center

به سالن کنفرانس بخش جراحی اعصاب رفتم. یکی از جراحان اعصاب در مورد ایران پرسید. گفتم در جراحی اعصاب متخصصان خوبی در ایران و دنیا داریم. صبح ابتدا دکتر ژیونگ  در مورد برنامه استراتژیک بخش سخنرانی کرد و بعد گزارش یک مورد آبسه ستون فقرات بود.  با  دکتر ژیونگ  به بیمارستان خودمان! برگشتیم. در راه وقت خوبی بود با او حرف بزنم .پرسید در ایران درس میدهم یا نه بعد بچه ها را جمع کرد و در باره معاینه شانه و رادیولوژی ستون فقرات گفت. برایم برنامه آموزشی اینجا را آورد. اعتراض کردم چرا دانشجوی پزشکی ندارند و....قرار شد مقالاتم در این مورد را برایش بیاورم.

 دکتر آنتونی را گیر آوردم. قبلا در مورد تختهائی که فشار را کاملا بر میدارندPressure releiving  پرسیده بودم. بسیار گران می باشند و حتی در امریکا بعضی بخشها آنها را قرض میگیرند.می گوید به صرفه نیستند.

پوست گوسفند از چیزهای خوب بوده، هنوز هم در صورت نیاز میتوان از آن استفاده کرد. بعد اینکه اگر از بالشت بطور صحیح استفاده شود بسیار موثر است. از بالشتکهائی که با دانه بزرک می ساختند گفتم.

در بخش در مورد رفتن به آرتور پاس حرف زدم. تعجب کردند. رفت و برگشتش بیش از 400 کیلومتر است.

 

دیروز جلسه ای داشتیم در مورد برنامه کاریم در آینده، موارد زیادی را گفتم از جمله اینکه یک مربی پرستاری دارد از استرالیا می آید که بسیار خبره است و مایلم وقت بیشتری روی اقدامات پرستاری بگذارم. هیچکدامشان نمی دانستند، اول فکر کردم حرف زدنم مشکل دارد. دو سه بار توضیح دادم.

 بسیار جای تاسف است که ما در ایران پرستار توانبخشی نداریم. دکتر آنتونی اولین مطلبی که گفت این بود که اگر خواستید بخش راه اندازی کنید ، ازمهمترین پایه ها برای بخش آسیب نخاع پرستارخوب است. در حقیقت توانبخشی بیمار آسیب نخاع بسیاروقت گیر است و هر گوشه ای از تیم کار خودش را انجام میدهد لذا اینجا کارها بسیار آسان است. مثلا متخصص طب توانبخشی تقریبا دخالتی در ویلچر نمی کند چون یک کاردرمان تخصص و تجربه اش این است در حالی که در ایران مثلا من ویلچر را حداقل سه ترم به دانشجویان کاردرمانی میگفتم .

 

 جمعه باز باید به بیمارستان کرایستچرچ بروم جلسات اینجا هم دارد شروع میشود. 7-8 اکتبر در جمع متخصصین سخنرانی دارم گفتم بیشتر وقت را به  پانل اختصاص بدهند. یک سخنرانی هم در بخش گذاشتند. دارد کارها زیاد میشود.

 

امروز رئیس بخش آسیب نخاع اوکلند آمده بود. بیست تخت در آنجا دارند. سالی یکی دو بار متخصصین به شهرهای مختلف کم جمعیت تر سر میزنند و بیماران انجا را ویزیت می کنند. با یک مقایسه ما نیاز به 620 تخت آسیب نخاع و 80 متخصص طب فیزیکی فقط در زمینه آسیب نخاع داریم. با توجه به اینکه درصد آسیب نخاع در کشور ما بسیار بالا تر است اینها حداقل است تا به استاندارد اینجا برسیم. باید اضافه کنم که استاندارد اینجا در زمینه تعداد تخت و تعداد متخصص توانبخشی هنوز بالا نیست. 

صبح بحثASIA Scale  و مشکلات آن بود. دکتر آکلند میگفت هیچوقت نباید برای بیمار از اصطلاح آسیب کامل و نا کامل استفاده کرد حتی تقسیم بندیA,B,C,D نیز باعث سوء تفاهم برای بیمار میشود.

اینکه چطورPin prickle را از لمس سطحی میتوان متمایز کرد زیرا کمی سوزن را محکمتر بزنیم لمس سطحی تحریک میشود. زیرا در برسی پروگنوز مهم است. می توان از مقایسه سر تیز و کند سوزن استفاده  کرد.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 10  توسط دکتر رئیسی  | 

  جمعه، تمرین زلزله بود. نیوزلند از لحاظ زمین شناسی کشور جوانی است.  مهمترین زلزله های نیوزلند به قرار زیر است.

 

زلزلهNapier        

سوم فوریه 1931 ساعت 10:47  با شدت 7.8ریشتر که باعث مرگ 256 نفر شد. بسیاری بعلت بیرون رففتن از ساختمان و افتادن سنگهای تزئینی مردند. اکثر مرگها در مرکز شهر بوده. یک کشتی در بندرگاه بوده که به نجات مردم کمک میکند. دستگاههای مرکز آتشنشانی زیر آوار ماندند لذا نتوانستند به خاموش کردن آتش در شهر کمک کنند. گاز شهر سه دقیقه بعد از زلزله قطع شده و فیوز برق با عث قطع برق شده. شروع آتش سوزی در مغازه مواد شیمیائی بوده و قطع آب باعث ایجاد مشکل در خاموش کردن آتش شده. با گسترش آتش بسیاری مردند. وزش باد آتش را گسترش داد و 36 ساعت طول کشید.

زلزله Edgecumbe

1:45 دقیقه 1987 با شدت 6.3 ریشتر، نیمی از خانه ها تخریب شدند. در دوماه قبل پیش لرزه هائی وجود داشته. فقط یک مرگ بعلت سکته قلبی فوت کرده.

 

Inangahua

ساعت 5:24 صبح 1968 شدت 7.1ریشتر. در 4 هفته بعد 15 زلزله بالای 5 رخ داد.

Murchison

1929 ساعت 10:17 شدت 7.8 ریشتر.17 کشته

ولینگتون:8.2 ریشتر 1955  ساعت 9:11 بعد از ظهر.6000 نفر جمعیت داشته.  در 1948 زلزله ای با شدت 7.1 در این شهر اتفاق افتاده و پس از آن خانه ها با چوب ساخته شدند.

در نیوزلند بلایای طبیعی دیگری اتفاق می افتد از جمله فوران کوه آتشفشانی تاراورا در1886، طوفان واهین در 1968 ، گردباد بولا در 1998

گفته میشود نیوزلند یکی از بهترین کشورها در زمینه ساخت و ساز در برابر زلزله است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 15  توسط دکتر رئیسی  | 

 

کیا اورا در زبان ماوری یعنی سلام .ماوری ها بخش مهمی از جامعه اینجا می باشند ودانستن فرهنگ آنها برای پرسنل درمانی مهم محسوب میشود.

 

 ماوریها توسط کانوی "نوعی قایق" از جزایر چندگانه به اینجا امدند. در زمان ورود اروپائیان 100000 نفر بودند و متوسط قد آنها بیشتر از اروپاوئیان بوده. جنگهای قبیله ای رایج بوده گاهی آدم خواری میکردند .که نشانه نهایت انتقام بوده. ماوری ها بصورت فردی فکر نمی کردند بلکه خود را متعلق به قبیله میدیدند. قبیلKing ه توسط رهبر قبیله هدایت می شده که اکثرا مرد بودند. Te Wherowhero  که رئیس قبیله وایکاتو بوده اولین پادشاه آنها بوده. تپورا یک زن رئیس قبیله و شاعربوده. رئیس مقدس بوده و خدایان متعددی داشته اند.مقدساتشان برایشان بسیار مهم است.  بعدها بخصوص با ترجمه متون مسیحی به زبان ماوری، مسیحی هم میشوند. از 1860  تا 1872 بین ماوریها و مهاجران جنگ در میگیرد. از عللی که باعث مرگ بیشتری در ماوریها می شود، بیماریهائی بوده که اروپائیان با خود آوردند و ماوری ها در برابر آن مقاومتی نداشته اند.

نیوزیلند در جنگ جهانی اول و دوم شرکت داشته و تلفات زیادی داشته. بعدا در جنگ کره و ویتنام شرکت داشته ولی در حال حاضر نیروی نظامی کمی دارد. روانشناسمان کمی ناراضی است، مثالی زد. در زمان جنگ ماوری ها با انگلیسی ها،ماوری ها برای درخواست کمک به یکی از جزایر پاسیفیک می روند. افراد جزیره معتقد به صلح بوده اند. ماوریها 200 نفر را میکشند و در کنار ساحل بدنبال هم می چینند. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 15  توسط دکتر رئیسی  | 

 

بخش آسیب نخاع در اینجا این مزیت را نسبت به اوکلند دارد که بیماران وابسته به ونتیلاتور را هم بستری میکند. ممکن است بیمار از مناطق دور منتقل شود.  بیماران منتقل شده با هلیکوپتر در محوطه بیمارستان تحویل می شوند. یا اگر با هواپیما منتقل شوند، یک پرستار زبده، به فرودگاه می رود. بیمار توسط آمبولانسی حمل می شود که حد اکثر بیست کیلومتر در ساعت سرعت دارد. پشت آمبولانس نیز این مطلب نوشته شده تا مردم بیشتر در جریان عاقبت بی احتیاطی و آسیب نخاع قرار گیرند.( شخصا قبل از اینکه رزیدنت طب فیزیکی و توانبخشی بشوم و درگیرمشکلات بیماران آسیب نخاع و ضربه مغزی شوم، چندان احتیاط نمی کردم.)

 آمبولانس نباید توقف ناگهانی داشته باشد یا از دست انداز عبور کند.

 

انتقال صحیح بیماران از صحنه حادثه باعث میشود درصد قابل توجهی از بیماران آسیب نخاع ایجاد نشود یا اگر نا کامل است به آسیب کامل تبدیل نشود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 15  توسط دکتر رئیسی  | 

 

هنوز بسیار زود است در این مورد قضاوت کنم. یکی از اساتید پزشکی آمریکا، بعد از بازنشستگی دوباره در امتحانات شرکت میکند  و سر تمام کلاسها می نشیند و دوره پزشکی را دوباره طی میکند. حاصل تجربیاتش مقاله ای است در مجله نیو انگلند. من هم فکر میکنم برای نظر دادن در این مورد نیاز به طی چنین مراحلی وجود دارد. اما بر داشت کلی من،  اول اینکه در شیراز(و سیستم آمریکائی) رزیدنتها وارد بحث آموزش دانشجویان پزشکی میشوند. درحقیقت هدف از آموزش رزیدنتی، فقط تربیت افرادی نیست که بتوانند بیمار را خوب درمان کنند بلکه باید توانائی ایجاد ارتباط قوی با بیماران و همکاران، آموزش و تحقیق  را داشته باشند. در کنار آن ، باید توانائی مدیریت و هدایت تیم توانبخشی را پیدا کنند. گرچه بنظر من مهمترین هدف آموزشی در طب فیزیکی و توانبخشی است،.

بعنوان مثال حضور در کنفرانسها فرصتی برای تمرین جهت حضور در مجامع بین المللی است و یا شرکت در راندها تمرینی برای ارتباطات تیمی است. در اینجا(بخشی که درحال حاضر هستم) مهمترین هدف درمان بیمار است.اکثر زمان با بیمار و درمان آن سپری میشود. چنین نگرشی برای فردی که جهت فلوشیپ مراجعه میکند مناسب است اما برای رژیسترا حداقل انگیزه و پویائی لازم جهت مطالعه گسترده تر و جدال علمی و تحقیقاتی را مهیا نمی سازد و بیشتر کلینیشن تربیت میشود. چند نکته دیگر در بحث آموزشی وجود دارد، یکی دانشجویان ورودی است. در اینجا معیار انتخاب را نمی دانم اما در ایران دانشجویان پزشکی و تخصص جزو نخبگان می باشند و دوم وضع اساتید اینجا است که علی رغم کار در بخش خصوصی، وقت و انرژی کافی در اینجا میگذارند و دغدغه های زندگی کمتری دارند. شاید بیشترین مشغولیت ذهنی در اینجا، برنامه ریزی  آخر هفته است. در مورد وضعیت بخش و امکانات نیز قبل اندکی ا گفته ام.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 16  توسط دکتر رئیسی  | 

نیوزیلند را یکی از زیبا ترین کشورهای دنیا معرفی میکنند. یکشنبه بعد از ظهر با جان به اطراف شهر رفتیم.  ابتدا به یکی از   مناطق  تپه مانند جنگلی رفتیم. پنج تا خانواده هم آنجا بود. جان میگفت این به معنی این است که امروز اینجا شلوغ است. درختان تنه   سیاه رنگی داشتند. تنه آنها پر از صمغ هائی بود و نوعی از عسل از زنبورهای اینجا بدست می آید . بعد به جائی بنام آکسفورد   برگشتیم هوا آفتابی بود پسRewi Alley بسمت کوههای آرتور پاس رفتیم. ابتدا دشت مسطحی است با بافتی شبیه به کرایست چرچ تا جائی بنام   اسپرینگ فیلد که در آنجا بنای یادبودRewi Alley یک نیوزلندی متولد این محل که60 سال به چینی ها کمک های انسان دوستانه   کرده توسط چینی ها ساخته شده او از 1937 تا 45 به چینی های درحال جنگ با ژاپن کمک کرد تا بنگاه های کوچک صنعتی در   سراسر چین بسازند،مدرسه ساخته، بیش از 60 کتاب نوشته و ترجمه کرده و شعر می سروده. چند دکمه وجود دارد،که مربوط به   بلندگووپخشی است که مطالب مربوط به سرگذشت او را پخش میکند.

 

 کمی آنطرف تر مجسمه یک دونات برگرفته از کارتون خانواده   سمپسون است که جان آنرا نشانه ای از نفوذ Dنامیمون آمریکا میداند.

 در طول مسیر مراتع پرورش گوسفند، گاو، گورن و لاما دیده می شود.  بعد کوههائی نه چندان  مرطوب شبیه به ایران که برخی از   انها مرا به یاد کوهای زاگرس بخصوص جنگلهای تنک بلوط می انداخت. پس از عبور از کنار دریاچه ای دوقسمتی به جنگلهای   بسیار زیبائی رسیدیم. فیلم ارباب حلقه ها در جای دیگری در نیوزلند پرشده اما جنگلها شبیه به اینجا ست(خودم فیلم را ندیده ام). یکی   از قدیمی ترین روستا هاOtira Gorge  در اینجا قرار دارد و کوههای پوشیده از برف کمی آنطرف تر .قبل از اروپائیان ، ماوری   ها این گذر گاه را می شناخته اند و از آن برای عبور سنگی قیمتی استفاده میکردند در سال 1864م. فردی بنام آرتور دوبسون این   گذرگاه را شناسائی کرد .این مناطق زمانی بخاطر کشف طلا مورد توجه بوده است.(1865م). راه آهن، که یکی از ده مسافرت برتر   دنیا با ترن Tranz Alpine KolbeExpress است از اینجا میگذرد. این خط آهن کرایسچرچ را به ساحل غربی متصل می کند.

جالب آنکه محلی برای پیاده روی در جنگل قرار داشت بنام Old Coach Road Track که بخشی از آن  برای ویلچر مناسب   سازی شده بود و بخشی نیز دارای طناب بود.سرپناه کوچکی دارد با اجاقی در آن و دستشوئی آن برای ویلچر نیز مناسب است.

 

  

 

Kea

در اینجا پرنده ای بنام کیا Kea  وجود دارد شبیه به طوطی(نوعی طوطی) که مخصوص مناطق مرتفع جزیره جنوبی است. بر   اساس تحقیقی ذکر شده در بی. بی. سی جزو باهوش ترین حیوانات است.  بسیار زبل است. مواظب نباشید مواد غذائی،کفش، لباس   و... را می برد.غذا دادن به آنها ممنوع است چون هم رودار میشوند هم تنبل.

 

 

 

 

 

Cave

 

 

 

در منطقه Castle Hill Basin رودخانه ای وجود دارد بنام Broken River در منطقه سنگهای آهکی رودخانه وارد غاری   میشود و پس از مسافتی از غار خارج میشود. دهانه غار گرد است و قطر آن سه متر بیشتر است.

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 12  توسط دکتر رئیسی  | 

 

دقیقا نمی دانم Walking Virtualرا چه ترجمه کنم.احتمالا فرهنگستان آنرا" گامواره با رایانه" ترجمه می کند! به هرحال درمقاله ای ذکر شده که با این روش دردعصبی بیماران آسیب نخاع تا 50 درصد کم شده است. یکی از فیزیوتراپ ها واکنش منفی نشان داد. اما به نظر من روش جالب ، بی دردسر و کم هزینه ای است. در حقیقت در مورد ورزشکاران آسیب دیده بطور رایج از ایجاد یا تقویت الگوهای مغزی استفاده میکنیم و مثلا به آنها توصیه میکنیم در دوران نقاهت فیلمهای یا مسابقات ورزشی را تماشا کنند.

این روش در سایر موارد آموزشی  حرفه ای مختلفی مصداق دارد مثلا با یک استاد خط صحبت میکردم و میگفت یکی از تمرینها نگاه کردن به خط خوب است و اینکه تربیت شاگرد باعث افت استاد می شود.

برخی از افراد مسن پس از بستری الگوی مغزی راه رفتن را فراموش می کنند و بیمار پس از بهبودی اولیه قادر به راه رفتن نیست درحالی که ظاهرا مشکلی در این زمینه ندارد. در اثر بستری و بی حرکتی به هر حال این الگو ضعیف میگردد،پس با این روش، احتمال کاهش زمین خوردن بخصوص در بیماران بستری وجود دارد. هنوز نمی دانم آیا این کار قبلا انجام شده . این کار را میتوان بر روی بیماران بستری در بخش قلب که برای توانبخشی قلبی به ما مراجعه می کنند انجام داد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 12  توسط دکتر رئیسی  | 

 

اتبوس شماره 60 را که سوار شوی در خیابان  Worcesterنرسیده به Stanmore فروشگاهی قرار دارد که علاوه بر مرغ حلال می توان انواع مواد غذائی ایرانی از لوبیا قرمز گرفته تا سبزی خشک قرمه، آش و ...تا خیار شور مهرام  را در آن پیدا کرد. اما دلنشین ترین چیز برچسبهای فارسی و حرف زدن فارسی با محمد آقا بود که اصالتا افغانی است و سالها درایران بوده. نام فروشگاه  M. Tamaki Spice and Halal  است. برخی قیمتها را که می دانستم تا یک سوم ارزانتر از فروشگهای بزرگ بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 12  توسط دکتر رئیسی  | 

 

جمعه ها ابتدا به بخش ارتوپدی میرویم و در آنجا عکسهای رادیولوژی بررسی میشود. بعد درمانگاه ارتوپدی است. با دکتر ژیونگ در مورد عوض کردن برنامه صحبت خواهم کرد. دیدن عکسها جزو اولویت نمی باشد چون در ایران نیزبه آن دسترسی کامل داریم.

 اما درمانگاه ارتوپدی دلچسب نیست. شرح حال گرفته میشود و بعد ام. آر. آی. نمی دانم چرا بیمار را کامل معاینه نمیکنند. چند روز پیش به یکی از رژیسترا ها این مطلب را گفتم و امروز به یکی دیگر. اما نکته دیگر این بود که بیماری بعلت درد آمده بود. به او گفته شد سائیدگی گردن داری و درد  چیز "طبیعی" است و هر وقت مسئله مهمی داشتی برگرد.  درست است که درد در سائیدگی طبیعی است، اما رسالت پزشک تلاش برای کم کردن آلام بیمار و بهتر کردن کیفیت زندگی است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 12  توسط دکتر رئیسی  | 

 

مراقبت پالیتیوPalliative Care Medicine

از قرن 19 مراکزی در اروپا تاسیس شد که به بیماران در حال مرگ خدمات ارائه میدادند. این حق انسان است که خوب زندگی کند و مرگ با وقاری داشته باشد. همچنین خانواده نیزباید در این شرایط دشوار حمایت شوند. مراقبت های کم کننده آلام و قبل از مرگ اکنون بصورت تخصص پزشکی در آمده و متخصصین طب توانبخشی نیز در تیم درمانی شرکت دارند.زمزمه هائی در ایران در این زمینه بگوش میرسد و در آینده ممکن است این تخصص را راه اندازی کنند. همکارانم بخصوص آنهائی که در زمینه بیماران سرطانی کار میکنند در مورد نبودن این زمینه شکوه دارند. در بسیاری از موارد بخصوص درد میتوان به این بیماران کمک کرد.

 امروز دکتر سندی مکلود، مسئول? بیمارستان پالیتیو را دیدم. اخیرا کتابش چاپ شده. گفت هفته آینده نیست و برای دو هفته دیگر قرار ملاقات گذاشتیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 12  توسط دکتر رئیسی  | 

 

در ژورنال کلاب این هفته در مورد "میزان شادی" بیماران آسیب نخاع که در یکی ازمقالات ذکر شده بود صحبت شد.یکی از رژیسترا ها  پرسید مگر میتوان شادی را اندازه گیری کرد. در جوابش گفتم مگر میتوان درد را اندازه گیری کرد. و بعد کمی در این مورد و اینکه نقشه میزان شادی در کشورهای مختلف ترسیم شده صحبت کردم. منظور از پیش کشیدن این بحث اشاره به این جمله کلیدی گالیله است که میگوید" همه چیز را قابل اندازه گیری کنید." وقتی میخواهیم حرفی را بزنیم باید مستدل و قابل اندازه گیری باشد. یکی از مهمترین مباحث در توانبخشی اندازه گیری است بخصوص در نشان دادن اثرات درمانی اقدامات انجام شده.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 12  توسط دکتر رئیسی  | 

 

هفتگی است. تقریبا همه هستند.فردی برای مسائل شغلی و نماینده بیمه و هماهنگ کننده هم حظور دارند. لیست بیماران در دست همه هست.پرونده ها در دور میز چیده میشوند. روانشناس  نام هر بیمار را میخواند. پرونده جلو هرکس باشد آنرا بر می دارد. یک فرم مخصوص این جلسه است که توسط همان فرد پر میشود و تصمیمات مختلف و مسئول پیگیری مشخص میشوند. معمولا ابتدا تیم پزشکی در مورد بیمار صحبت میکند. سرپرستار بخشٍ، سرپرستار یورولوژی، کاردرمانها، فیزیوتراپها، مددکارو... حضور دارند. در مورد مسائل جاری  دنیا ومملکت و مانند آن صحبت نمی شود. صحبتها پیرامون بیمار و حل مشکلات او دور میزند.آخر همه در جمع کردن پرونده ها کمک میکنند. 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 16  توسط دکتر رئیسی  | 

به سلامت پرسنل اهمیت زیادی داده میشود و حتی بخشی(اداری) در بیمارستان به این Accessabilityمنظور وجود دارد. پرسنل دوره دیده و با تجربه بالاترین سرمایه های یک سیستم است. در بخش در قسمت کوچکی بالابر سقفی دارند. در فیزیو تراپی نیز برای تمرین راه رفتن بخصوص بیماران سکته مغزی چنین قسمتی وجود دارد. در بقیه موارد از بالابرهای متحرک استفاده میشود.این بالابرها در اتاق جداگانه ای نگهداری میشوند. البته در برخی بیمارستانها درصورت تامین بودجه، در تمام اتاقها بالابر سقفی می زنند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 16  توسط دکتر رئیسی  | 

 

امروز مقاله ای در مجله Neurorehabilitaton and neural repair20(1);2006 خواندم. پیوند بر روی چهارصد بیمارآسیب نخاع و 100 بیمار ALS انجام شده و 3000 بیمار چینی و 1000 بیمار خارجی در صف هستند.پیوند قبلا در بیماران پارکینسون، الزایمر و سکته مغزی به صورت علمی و با در نظر گرفتن مصالح بیمار انجام شده است.اگرچه پیوند امیدهائی را ایجاد کرده امامسائل مختلفی باید درنظر گرفته شود.

 دو بیمارآنها را بدون نتیجه در ایران دیده ام.

 7 بیمار بررسی شده بودند. 5 تا مننژیت پیدا کرده بودند. کاهش تون عضلانی پس از آسیب نخاع که در روزهای اول دیده میشود به دستکاری نخاع ربط داده شده که ده روز بعد به حالت اول بازگشته. هیچ بهبودی در بیماران از لحاظ حسی حرکتی ،میزان ناتوانی و اتونوم دیده نشده.

 

دکتر هونگ جراح اعصاب است. تا کنون اطلاعات موثقی در اختیار قرار نداده است. در مطالعه ای که در مجله پزشکی چین چاپ کرده حتی معیار ASIA را ذکر نکرده است. اینکه آیا بیماران به سطحی رسیده اند که دیگر بهبود خودشان پایان یافته باشد و یامیزان ناتوانی در عملکرد نیز ذکر نشده است.

در یک گزارش توسط پزشک دیگری سه مورد مرگ در بیماران آسیب نخاع و 10 مورد درALS مورد پیوند  دکتر هونگ ذکر شده.

هزینه بین 20000 تا 50000 دلار بوده.

 از مجلات معتبر علمی در کنار سایر وسایل ارتباط جمعی، بعلت گمراه کردن بیماران بشدت انتقاد شده.

با توجه به اینکه کار آنها بصورت علمی انجام نشده، پزشکان از پیشنهاد این کار به بیماران منع شده اند.  و به بیماران باید گفته شود که ممکن است با شرکت در این روش دیگر نتوانند درتحقیق بیولوژیک دیگری شرکت کنند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 13  توسط دکتر رئیسی  | 

 

بخش یک قسمت یورولوژی با پرستاری جداگانه دارد. سه  یورولوژیست کارها را انجام میدهند. متخصص طب توانبخشی در راند شرکت دارد. کارها با هماهنگی انجام میشود. جالب آنکه از سه یورولوژیست، دو تا خانم دکتر بودند. یورولوژیست  مردشان کمی سن و سالش بالا بود. بسیار گرم برخورد کرد. به یاد دکتر بالازاده خودمان افتادم. در این چند روز جراحان متعددی را دیده ام اما تا کنون "مو مشکی" ندیده ام. احتمالا مهاجران در ورود به رشته های جراحی محدودیتهائی دارند.

در راند ها اغلب بیماران به اتاق آورده میشوند.اتاقی است در ابتدای بخش. جلسات مختلف در اینجا برگزار میشود سه میز ساده وجود دارد که بسته به وسعت جلسه کنار هم قرار میگیرند. یک کامپیوتر با دو مونیتور در گوشه ای قرار دارند. تقریبا تمام اطلاعات بیماران از آزمایشات؛ ام. آر. آی ، رادیولوژی، سونو و... در شبکه وجود دارد. تمامی افرادحاضر در جلسه به هر بیمار معرفی میشوند.

 

بعد به فیزیو تراپی رفتم. تقریبا مدالیتی استفاده نمیشود. تحریک الکتریکی بطور نادر.اگرچه جزو کارهای ما نیست اما قبلا دوره فیزیوتراپی آسیب نخاع را با یک استاد سوئیسی گذرانده ام.  یاد ایران می افتم که چقدر وقت بیماران را با این وسایل تلف میکنند(Passive PT). اینجا حتی دوچرخه با تحریک الکتریکی هم ندارند. کار درمان و فیزیو تراپ با هم هستند. بچه چهار پنج ساله یکی از بیماران درحالی که تراپیست  مراقبش بود با یک بیمار دیگر توپ بازی می کرد(تعادل نشستن) با فیزیوتراپ مسئولدر باره ساختن ویدئو آموزشی صحبت کردم. اخیرا فیزیوهای نیوزیلند اینجا دوره گذرانده اند ، تجربه تدریس هم دارند. توضیح دادم بیماران ما تا نبینند باور نمیکنند. یک خانم بسیار چاق داشت خودش را جابجا می کرد. یاد یک بیمار آسیب نخاعی خودمان افتادم که وزنش به زحمت چهل کیلو میشد، دستانش هیچ مشکلی نداشت و چهار نفر به زحمت جابجایش می کردند.چون آنقدر بی حرکت مانده بود که استخوانهایش بشدت پوک شده بود.امکانات لازم یک ویلچر است و یک تخت و خواستن.

 

در روی دیوار نوشته "تنها ناتوانی، رفتار ناپسند است."

 

بعد از ظهر در بخش توانبخشی مغزی بودم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 13  توسط دکتر رئیسی  | 

 

چینی ها در اینجا فراوانند و موفق. دکتر ژیونگ گفت مایل است در گردهمائی آنها شرکت کنم و مرا به چند نفر معرفی کند. اول به خانه اش رفتیم. دختر سه ساله اش آنطور که پدرش ترجمه می کرد گفت نگران نباش خودم یادت می دهم حرف بزنی. از کلمات چینی اش چیزی یادم نمانده اما خیلی تشویقم میکرد و گفت استعدادش را دارم!

 در گردهمائی ابتدا سرود ملی چین خوانده شد. همه همراهی می کردند.  بعد سرود ملی نیوزلند، ابتدا به زبان ماوری بعد انگلیسی است. اولش با این مضمون که "خدا نیوزلند را حفظ کند". جالب بود چون روانشناسمان می گوید نیوزلند بالاترین آمارها در افراد بدون مذهب را دارد. با یکی از نمایندگان سابق مجلس کمی گفتگو(بیشتر او حرف زد)کردیم. از اینکه نیوزلند مقام بالائی در قیمت خانه را در دنیا دارد(ششمین از لحاظ نسبت درامد به قیمت خانه)  و از اینکه روزانه بطور متوسط صد نفر اینجا را به قصد استرالیا ترک میکنند شاکی بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 13  توسط دکتر رئیسی  | 

با حضوچند ارتوپد دست و جراح پلاستیک انجام شد. بیماران اکثرا گردنی میباشند و جراحی بخصوص جابجائی عضلات برای بهبود عملکرد دست انجام میشود. از ایران پرسیدند. خوشبختانه جراحان دست و جراحان پلاستیک خوبی در ایران داریم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 18  توسط دکتر رئیسی  | 

 

با حضور یکی از بیماران خانواده و برخی از اعضا انجام شد. در موارد مختلف بحث و تصمیم گیری شد.(کلی گوئی برای حفظ اسرار بیمار است.) اینجا در بخش چهار سوئیت وجود دارد که بیماران همراه با خانواده میتوانند برای توانبخشی بستری شوند یا قبل از ترخیص برای اطمینان و عا دت به محیط منزل مدتی را در اینجا می گذرانند.

 البته برای ماندن کنار بیمار در روز در بخش و سکونت در شب محل دیگری وجود دارد. بعلت طولانی بودن زمان بستری و اینکه بیماران از شهرها و کشورهای مختلفی میباشند چنین تمهیداتی دیده شده است. یک نقشه روی دیوار هست که نام بیماران و کشورشان را نشان میدهد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 18  توسط دکتر رئیسی  | 

 

 ناهار به سوئیت رفتم برقکار آمده بود. سالانه تمام دستگاهای برقی چک میشوند.قبلا برقکار صنعتی بوده.  فرصت خوبی بود سوالاتم را بپرسم. اینجا برق 240 ولت است و سوکت آن با ایران متفاوت است. مبدل در فروشگاهائی که کامپیوتر و لوازم الکترونیکی میفروشند وجود دارد(15 دلار) ، کمی طول کشید تا پیدا کردم. مهم است که فاز و نول را جابجا نزنید. درضمن گفت در آمریکا هر دو قطب فعال میباشند. ابتدا به او گفتم با توجه به کار با دستگاه الکترودیاگنوز سوالاتم تخصصی است. با حوصله به سوالاتم جواب داد. در ضمن گفت نگران زبان نباشم، خودش چند ماه از اینجا دور بوده و وقتی برگشته نمی توانسته به خوبی لهجه آنها را بفهمد. دلگرمی خوبی بود چون صبح با یک بیمار صحبت میکردیم و من به سختی میفهمیدم.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 18  توسط دکتر رئیسی  | 

 

دو اتاق روبروی ایستگاه منشی وجود دارد. یکی آشپزخانه با وسایل و صندلی و مبل جهت نشستن و دیگری اتاق تلویزیون است که هر هفته کلاسهای گروهی بیماران در آن تشکیل می شود. منشی در آشپزخانه بود وفرصت را مغتنم دیدم سوالاتم را از او بپرسم. سن وسالی از او گذشته و بسیار باتجربه و مهربان است.پرسید که آیا دلم برای خانواده ام تنگ شده، از اینکه انسانها در جنگند گفت و اینکه آرزو دارد همه در صلح باشند و اینکه انسانها نیاز به گفتگو دارند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 18  توسط دکتر رئیسی  | 

لیست وبلاگهای ایرانیان جهان