صبح باید به بیمارستان کرایستچرچ می رفتم. باران بسیار ریزی میبارید. احتمالا در شمال ایران هم چنین بارانی دارند و من در دو ماهی از عمرم که آنجا بودم ندیده ام. یکی از نگهبانهائی که شب اول دیدم در راهرو بود. ازامپراتوری پارسیان، کوروش،شیعیان فوتبال ایران و چیزهای دیگری مطلع است و علاقه مند. گفتم "چه باران خوبی"تا کمی متعجب شود. اینجا مشتاق آفتابند. 
با اتوبوس به بیمارستان رفتم. کنار خیابان پر است ازگرده های زرد رنگ گیاهان، کاملا شبیه به گوگرد قله دماوند و تفتان است. بیمارستان کرایستچرچ در پارک بسیار بزرگی بنام هاگلی وباغ گیاهشناسی قرار گرفته به خاطر این دو پارک، کرایستچرچ باغشهرGarden city نام گرفته. دانشکده پزشکی و بیمارستان زنان نیز همینجا قرار دارند. اولین بار که اینجا آمدم اولین یکشنبه ،روز تحقیقات برای عموم بود. غرفه هائی بود مربوط به مراکز تحقیقاتی، وسایل و بروشور داشتند. مردم می آمدند سوالاتشان را می پرسیدند، سخنرانی هائی برای عموم نیز بود. برای من فرصت خوبی بود برای حرف زدن و آشنا شدن. یکی از غرفه ها مربوط به پیوند کلیه بود. 120پیوند انجام داده بودند. نفرولوژیستشان آنجا بود. قبلا رئیس بیمارستان بوده. به شیراز سفر کرده بود. اولش کمی سرسنگین بود، گفتم من قبلا روی 640 بیمار در یک مرکز کار کرده ام و...
به سالن کنفرانس بخش جراحی اعصاب رفتم. یکی از جراحان اعصاب در مورد ایران پرسید. گفتم در جراحی اعصاب متخصصان خوبی در ایران و دنیا داریم. صبح ابتدا دکتر ژیونگ در مورد برنامه استراتژیک بخش سخنرانی کرد و بعد گزارش یک مورد آبسه ستون فقرات بود. با دکتر ژیونگ به بیمارستان خودمان! برگشتیم. در راه وقت خوبی بود با او حرف بزنم .پرسید در ایران درس میدهم یا نه بعد بچه ها را جمع کرد و در باره معاینه شانه و رادیولوژی ستون فقرات گفت. برایم برنامه آموزشی اینجا را آورد. اعتراض کردم چرا دانشجوی پزشکی ندارند و....قرار شد مقالاتم در این مورد را برایش بیاورم.
دکتر آنتونی را گیر آوردم. قبلا در مورد تختهائی که فشار را کاملا بر میدارندPressure releiving پرسیده بودم. بسیار گران می باشند و حتی در امریکا بعضی بخشها آنها را قرض میگیرند.می گوید به صرفه نیستند.
پوست گوسفند از چیزهای خوب بوده، هنوز هم در صورت نیاز میتوان از آن استفاده کرد. بعد اینکه اگر از بالشت بطور صحیح استفاده شود بسیار موثر است. از بالشتکهائی که با دانه بزرک می ساختند گفتم.
در بخش در مورد رفتن به آرتور پاس حرف زدم. تعجب کردند. رفت و برگشتش بیش از 400 کیلومتر است.
دیروز جلسه ای داشتیم در مورد برنامه کاریم در آینده، موارد زیادی را گفتم از جمله اینکه یک مربی پرستاری دارد از استرالیا می آید که بسیار خبره است و مایلم وقت بیشتری روی اقدامات پرستاری بگذارم. هیچکدامشان نمی دانستند، اول فکر کردم حرف زدنم مشکل دارد. دو سه بار توضیح دادم.
بسیار جای تاسف است که ما در ایران پرستار توانبخشی نداریم. دکتر آنتونی اولین مطلبی که گفت این بود که اگر خواستید بخش راه اندازی کنید ، ازمهمترین پایه ها برای بخش آسیب نخاع پرستارخوب است. در حقیقت توانبخشی بیمار آسیب نخاع بسیاروقت گیر است و هر گوشه ای از تیم کار خودش را انجام میدهد لذا اینجا کارها بسیار آسان است. مثلا متخصص طب توانبخشی تقریبا دخالتی در ویلچر نمی کند چون یک کاردرمان تخصص و تجربه اش این است در حالی که در ایران مثلا من ویلچر را حداقل سه ترم به دانشجویان کاردرمانی میگفتم .
جمعه باز باید به بیمارستان کرایستچرچ بروم جلسات اینجا هم دارد شروع میشود. 7-8 اکتبر در جمع متخصصین سخنرانی دارم گفتم بیشتر وقت را به پانل اختصاص بدهند. یک سخنرانی هم در بخش گذاشتند. دارد کارها زیاد میشود.
امروز رئیس بخش آسیب نخاع اوکلند آمده بود. بیست تخت در آنجا دارند. سالی یکی دو بار متخصصین به شهرهای مختلف کم جمعیت تر سر میزنند و بیماران انجا را ویزیت می کنند. با یک مقایسه ما نیاز به 620 تخت آسیب نخاع و 80 متخصص طب فیزیکی فقط در زمینه آسیب نخاع داریم. با توجه به اینکه درصد آسیب نخاع در کشور ما بسیار بالا تر است اینها حداقل است تا به استاندارد اینجا برسیم. باید اضافه کنم که استاندارد اینجا در زمینه تعداد تخت و تعداد متخصص توانبخشی هنوز بالا نیست.
صبح بحثASIA Scale و مشکلات آن بود. دکتر آکلند میگفت هیچوقت نباید برای بیمار از اصطلاح آسیب کامل و نا کامل استفاده کرد حتی تقسیم بندیA,B,C,D نیز باعث سوء تفاهم برای بیمار میشود.
اینکه چطورPin prickle را از لمس سطحی میتوان متمایز کرد زیرا کمی سوزن را محکمتر بزنیم لمس سطحی تحریک میشود. زیرا در برسی پروگنوز مهم است. می توان از مقایسه سر تیز و کند سوزن استفاده کرد.

ه توسط رهبر قبیله هدایت می شده که اکثرا مرد بودند.
بسمت کوههای آرتور پاس رفتیم. ابتدا دشت مسطحی است با بافتی شبیه به کرایست چرچ تا جائی بنام
نامیمون آمریکا میداند.
Express است از اینجا میگذرد. این خط آهن کرایسچرچ را به ساحل غربی متصل می کند.

منظور وجود دارد. پرسنل دوره دیده و با تجربه بالاترین سرمایه های یک سیستم است. در بخش در قسمت کوچکی بالابر سقفی دارند. در فیزیو تراپی نیز برای تمرین راه رفتن بخصوص بیماران سکته مغزی چنین قسمتی وجود دارد. در بقیه موارد از بالابرهای متحرک استفاده میشود.این بالابرها در اتاق جداگانه ای نگهداری میشوند. البته در برخی بیمارستانها درصورت تامین بودجه، در تمام اتاقها بالابر سقفی می زنند.
