برای پزشکانی که قصد آمدن دارند باید بگویم ، موقعیت کاری و سطح درآمد در استرالیا بیشتراز نیوزلند است وشرایط ورود راحتتر.
در ضمن اینجا اختلاف درآمد پزشکی عمومی و تخصص به اندازه ایران نیست. و گاهی پزشکان عمومی قرارداد هائی می بندند که از متخصص درامدشان بیشتر است. اگر عجله ندارید بهترین راه شرکت کردن در امتحان پزشکی است که در دوبی نیز برگزار می شود. بقیه مطالب را در سایت نظام پزشکی بخوانید
اما زبان آیلتس 7 می خواهد(نیوزلند 7.5) اما این اعداد شوخی است. باید بطور جدی در زبان وارد بود.
من فیلم نگاه می کردم. در سن و سال ما زبان یاد گرفتن پروسه فعال است. اینکه رادیو را روشن بگزاری یاد بگیری اگرچه موثر است اما ...
من گاهی یک فیلم را یک هفته می دیدم. سناریو را می توان از اینتر نت پیدا کرد و برخی لغات را که نمی فهمیم از این طریق پیدا کرد. در مجموع هر کسی به روشی یاد میگیرد که باید خودش پیدا کند. مهم یادگیری است. اما تخیل و تصور کردن (Immagination) یکی از بهترین ها است. تصور یک موقعیت که در آن مجبور به ارائه مطلبی باشی اما تصورات نباید چندان محدود باشد. وقتی یکی از فیلمهای کوبریک را میدیدم لغت cannibal به نظرم نمی آمد هرگز بدردم بخورد. اینجا نه تنها آدمها را می خوردند، زمانی سرهای پرز داده شده آدمها خرید فروش می شده(بعنوان دشمن کشته شده) و این باعث شده برده ها نیز به قتل رسیده و سر آنها فروخته شود.
در بحث آموزش نیز تاکید بر افزایش قدرت تخیل است. قبلا به دانشجویان اطلاعات گفته می شد. بعد گفته شد سعی کنید خلاقیت آنها را بالا ببرید الان می گویند قدرت تخیل انها را بالا ببرید. باید به دانشجو اجازه داد تخیل کند و آنرا بیان کند و این تخیلات را به بحث گذاشت.
یک راه یادگیری بهتر ایجاد احساس نیاز است. مغز تا احساس نیاز نکند یاد نمی گیرد حتی یک مکانیسم آن بایگانی یا دور ریختن مطالبی یا اطلاعات زائد است. در توانبخشی بیماران سکته مغزی یک روش محدود کردن فعالیت موقت عضو سالم است. تا احساس نیاز به عضو مبتلا با عث فعال شدن مسیرهای فرعی در مغز شود. تخیل باعث ایجاد یا افزایش احساس نیاز می شود.
از لحاظ تلفظ به نکته جالبی برخوردم و اینکه مغز معتقد است آنچه که او می سازد درست است . باید به مغزمان بقبولانیم که تلفظ صحیح را انگلیسی زبانها می کنند نه ما یا معلم زبان ما. این مسئله در مورد یادگیری زبان در ژاپنی ها جدی تر است و گفته می شود یک علت عمده تلفظ بد زبان در آنها تعصب است.
متاسفانه آموزش نادرست در دوره تحصیل یکی از علل بروز مشکل است. می گویند پدری با فرزندش پیش استاد تار رفتند تا نوازندگی بیاموزند. پدر گفت من کمی نوازندگی می دانم اما فرزندم کاملا بی اطلاع است. استاد گفت پس خودت برو و تنها فرزند را برای آموزش قبول کرد.
بعد تکرار جملات است. تا ساختارها در مغز شکل بگیرد. مشکل در جملات علمی بسیار کمتر از بحثهای روزمره است. پس بد نیست نگاهی به سلام و احوالپرسی ها انداخت! هر چقدر از افعال با حرف اضافه یا اصطلاحات فرار کنی اینجا نمی توان.
اینکه چقدر طول می کشد تا مغز چیزی را فرا گیرد نکته جالبی است. یک بار دانشمندان پیچاندن کاغذ سیگار دور توتون توسط دست کارگر را با دستگاه مقایسه کردند. بعد از بیش از یک و نیم ملیون بار تقریبا مهارت دست کارگر با دستگاه نزدیک شد و بعد از هفت ملیون بار دست به حد اکثر مهارت رسید که ده سال طول کشید. این قضیه در کارهای هنری مشهود است و اینکه می گویند "ده سال" باید تلاش کنی حرفی گزاف نیست.
برای آیلتس، کلاس زبان در نحوه نوشتن نمره آور موثر است. اینکه برای امتحان زبان چقدر خواندم. هجده کتاب را حداقل قسمت Listening آن را گوش دادم. امتحان محدود به موضوعاتی است که تمرکز بر بخش شنیدن باعث تقویت نوشتن، صحبت کردن و خواندن می شود.در خواندن زمان بسیار مهم است. من بر روی 8 برنامه ریزی کرده بودم اما از یک ماه قبل از امتحان در این قسمت تمرین نکردم و موقع امتحان نتوانستم به خوبی زمان را تنظیم کنم.
در مورد شنیدن. یک تمرین موثر، گوش کردن به کلمات و تکرار آن است به تدریج تعداد زیادتر شود تا به جمله برسیم ...
در مورد صحبت کردن کتاب و نواری است که از اصفهان برایم تهیه پیدا کردند و در تهران ندیدم.اتفاقا در نیوزلند تهیه شده، کتاب خوبی بود.می گویند اولین جمله را حفظ کنید. در شروع سخنرانی نیز همین را می گویند. من حفظ کرده بود" Should I close the door?" ممتحن قبل از اینکه این را بگویم بلند شد ودر را بست !
هرچقدر بهتر جواب بدهی سخت تر می پرسد . انواع سوالات را پرسید. از اینکه خودم را معرفی کنم، از کجا خرید می کنم ، آیا در فعالیتهای اجتماعی شرکت می کنم. در باره همسایه ام توضیح دهم، شرایط همسایه خوب و بد چیست.و... دائما بحث را عوض می کند. نظرات مهم نیست بلکه قدرت ارتباط مهم است . مثلا پرسید چرا مطالعه می کنم. جواب دادم" فکر کنم ارثی با شد!" بعد کمی توضیح دادم. یا پرسید منطبق شدن افراد با شرایط جدید به چه چیز بستگی دارد؟ گفتم به نظر من در درجه اول هوش... باید برای حرفی که میزنید مثال بیاورید و بتوانید از ان دفاع کنید. استفاده از لغات بیشتر مهم است و جملات به هم ربط داشته باشند. سرعت حرف زدن مهم نیست پس اگر سوالی پرسیده شد ابتدا با لبخند یا با حرکتی کوچک در صندلی می توان قدری خود را متمرکز تر کرد ونباید تند حرف زد. اما حرف زدن آهسته، مکث طولانی نمره را کم می کند. اگر خواستید معلم بگیرید سعی کنید زبان مادری اش انگلیسی باشد.
اینکه کجا ثبت نام کنید تجارب من بدرد نمی خورد چون محل برگزاری و... به هم خورده.

